Dear Mom
تقدیم به مامان عزیزم به بهانه تولدش 4 آذرماه مامان، یک روزی داشتم به نافم دست میزدم، مکثکرده و به فکر فرورفتم. چه یادآوری کوچک و خندهداری از یک ارتباط مهم. یک رابطه که به یادم آورد، من چگونه این شدم. حتما فکر این که من یک زمانی کوچولو، بی پناه و کاملا وابسته به یک شخص دیگر بودم خیلی سخته. اما من بودم. و اون یک نفر دیگه تو بودی، مامان. وقتی دیگران میگویند به تو شباهت دارم حس عجیبی دارم و آن کاملا درست است چشمها بینی گوشهای ما شبیه به هم است و اگر دقیقتر نگاه کنی حتی بند بند انگشتانمان. وقتی به آن فکر کنی خیلی هم عجیب نیست من همیشه جزی...
نویسنده :
we
13:19



